رفتار قیمت | معاملات برپایه ساختار و رفتار

سندرم فیلسوف؛ وقتی دانستن جای معامله کردن را می‌گیرد    

سندرم فیلسوف؛ وقتی دانستن جای معامله کردن را می‌گیرد    

فیلسوف یک فرد نیست

فیلسوف یک فرد نیست.
او یک تیپ ذهنی در بازار است.

کسی که بیش از آنکه معامله کند، درباره معامله حرف می‌زند.
بیش از آنکه ریسک کند، درباره ریسک مقاله می‌خواند.
و بیش از آنکه ضرر واقعی را تجربه کند، درباره روانشناسی ضرر سخنرانی می‌کند.


ویژگی‌های رایج در تیپ ذهنی فیلسوف

اعتیاد به دانستن

همیشه در حال خواندن کتاب جدید، دیدن ویدیو یا نقل‌قول از فیلسوف‌هاست.
اما دانستن برای او جای عمل را گرفته است.


فرار از مواجهه با بازار واقعی

بازار جایی است که ego (یعنی شکستن توهم کنترل و برتری) خرد می‌شود.
فیلسوف ها ناخودآگاه ترجیح می‌دهند در دنیای نظریه بمانند تا مجبور نشوند با شکست واقعی روبه‌رو شوند.


تبدیل دانش به هویت

به‌جای اینکه دانش ابزار باشد، تبدیل می‌شود به شخصیت.
او خود را با تعداد کتاب‌هایی که خوانده تعریف می‌کند، نه با نتایج معاملاتش.


تحلیل بی‌پایان بدون ریسک

فیلسوفها استاد توضیح دادن بازار بعد از حرکت هستند.
اما وقتی زمان فشار واقعی می‌رسد، دستشان روی دکمه معامله نمی‌رود.


توهم عمق

هرچه بیشتر می‌خوانند، بیشتر فکر می‌کنند بازار پیچیده‌تر از آن است که بتوان در آن عمل کرد.
در نتیجه در چرخه مطالعه گیر می‌کنند.


نکته مهم

مشکل فیلسوف کمبود دانش نیست.
مشکل او نبود مواجهه واقعی با بازار است.


بازار جای فیلسوف‌ها نیست

بازار جای کسانی است که بتوانند با عدم قطعیت زندگی کنند.

فیلسوف زیاد می‌داند،
اما کم ریسک می‌کند.


تناقض رفتاری فیلسوف

کتاب‌های فلسفه خوانده،
روانشناسی را حفظ است،
از سوگیری‌های شناختی مثال می‌زند،
از استویسیسم نقل‌قول می‌آورد،
از مارک داگلاس جمله می‌گوید،
اما حسابش رشد نمی‌کند.

چرا؟

چون دانستن را جایگزین عمل کرده است.


فیلسوف در منطقه امن دانایی

فیلسوف در منطقه امن دانایی زندگی می‌کند؛ جایی که:

  • لازم نیست پول واقعی وسط باشد
  • لازم نیست ضرر واقعی هضم شود
  • لازم نیست با ترس ورود مواجه شود
  • لازم نیست شک بعد از ورود را تحمل کند
  • لازم نیست درد استاپ خوردن را تجربه کند

او درباره کنترل احساسات حرف می‌زند،
اما هنوز طعم یک ضرر سنگین را نچشیده است.

او درباره پذیرش ریسک می‌نویسد،
اما هنوز سایز واقعی نگرفته است.

دانش برای تریدر ابزار است،
برای فیلسوف هویت است.


تفاوت تریدر واقعی با فیلسوف

تریدر واقعی می‌داند که:

بازار با کتاب تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.
با تحلیل قشنگ هم تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.
فقط با اجرای مداوم یک لبه آماری نتیجه می‌دهد.


تفاوت ذهنی فیلسوف و تریدر حرفه‌ای

فیلسوف دنبال قطعیت در دانستن است.
تریدر حرفه‌ای گاهی می‌داند و گاهی نمی‌داند.

فیلسوف دانش را در کتاب می‌جوید.
دانش تریدر روی چارت مشخص می‌شود.

فیلسوف بیشتر می‌خواند تا آماده شود.
تریدر بیشتر اجرا می‌کند تا پخته شود.


مشکل اصلی: اضافه‌بار اطلاعات

مشکل فیلسوف کمبود اطلاعات نیست،
مشکل او اضافه‌بار اطلاعات است.

او آنقدر خوانده که دیگر جرأت ساده دیدن بازار را ندارد.
آنقدر مفهوم بلد است که دیگر نمی‌تواند شفاف تصمیم بگیرد.

دانستن بیش از حد اگر به اجرا متصل نشود، سم می‌شود.


بازار دانشگاه نیست

بازار امتحان کتبی ندارد.
نمره حفظیات نمی‌دهد.

فقط یک چیز را اندازه می‌گیرد:
توانایی اجرای پلن زیر فشار.


فیلسوفها کجا هستند؟

فیلسوف ها همه جا هستند:

در گروه‌ها،
در کامنت‌ها،
در بحث‌های طولانی،

اما کمتر در نمودار با سایز واقعی دیده می‌شوند.


هشدار نهایی

اگر روزی دیدی:

بیشتر از اینکه ترید کنی مطالعه می‌کنی،
بیشتر از اینکه ریسک کنی تحلیل می‌نویسی،
بیشتر از اینکه اجرا کنی توضیح می‌دهی،

مراقب باش.

شاید فیلسوف درونت فعال شده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *